تبلیغات
ترفــندسـتـان عـالی دانـشجــویان مهندسی کامپیوتر دانشگاه محقق - چقدر اون روزا پر جنب و جوش بودیم...
 
ترفــندسـتـان عـالی دانـشجــویان مهندسی کامپیوتر دانشگاه محقق
"سوداگران خیره سر و رهزنان باد...گم میشوند در شکم موج های تو" "دریای تو همیشه خروشان خلیج فاریس...تاریخ پر حماسه ی ایران بهای ت
درباره وبلاگ


محور اصلی مطالب این وبلاگ در مورد کامپیوتر،موبایل،ترفندها،برنامه نویسی،ویروس ها،C#,C++ ،... است.اما برای جلوگیری از یکنواختی ،مطالب طنز،عکس،دانستنی ها،داستان های کوتاه، طنز دانشجویی،...نیز در آن گنجانده شده
از آنجایی که این وبلاگ هر روز آپدیت میشود،بهتر است هر روز به ما سر بزنید واز مطالب جدید مطلع شوید.لطفا"برای استفاده از مطالب این وب،منبع را ذکر کنید.مطمئن باشید این وبلاگ بهترین انتخاب است! Credit Cards

مدیر وبلاگ : POORiA Haddad
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
free counters
CoolSocial.net umcc.mihanblog.com CoolSocial.net Badge
View Pooria Haddad's profile on LinkedIn
چقدر اون روزا پر جنب و جوش بودیم...
هر لحظه ی بعدی زندگی مون ممکن بود یه چیز جدید اتفاق بیافته..
معلوم نبود چند لحظه ی بعد کجا باشیم - حتی اگه همون چند لحظه ی بعد قرار بود که سر یک کلاس درس باشیم ، بازهم چیزی قطعی نبود و ممکن بود جمله گی سر از شورابیل ، گیم نت یا سرعین دربیاریم!
... راستی یادم رفت ، ســـلام به همه
می دونم ، می دونم... نیازی به یادآوری نیست که مدت مدیدی هست که مطلب نمیذارم . دلیل کلاسیکش اینه که بگم " دستم به قلم نمی رفت "  ، اما خوب همه به خوبی می دونیم که این حرفا
  Efaye  نویسنده هاست و " تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف.." پس دلیل حقیقش اینه که موضوع مناسبی به ذهنم نمی رسید که مطلب بذارم و بعد از یه مدت که مطلب نذاشتم و به قول نامی ، بادی به کمرم خورد ، دیگه مطلب نذاشتم تا امروز که وسط همه ی کارام یه دفعه یادم افتاد که :
چقدر اون روزا پر جنب و جوش بودیم...

آپلود عکس,اپلود عکس,آپلودعکس,آپلود
یادم اومد اون روزا[ یک]برای هر کار کوچیکی چقــــــدر باید زحمت می کشیدیم و چقدر هم بهمون مزه میداد . واسه یه ناهار ساده که الان توی خونه بی اونکه حواسمون باشه آماده میشه ، یه نفر باید می رفت خرید وسایل ، یکی خوراک رو درست می کرد ، یه نفر دیگه هم ظرف ها رو میشست[2] .

به خصوص ترم های اول واسه یه روزایی از کلاس ، یه برنامه ی خاص داشتیم و خودم به شخصه چنان واسه ی یه شیرنی دادن توی کلاس برنامه ریزی می کردم که گویی قرار است مراسم اُسکار رو برای جایزه ی بخش کارگردان هنری اجرا کنیم و قبل از مراسم قراره پدر آنجلینا جولی سخنرانی کنه و من باید دنبال میکروفون مناسب بگردم!
توی مسابقه ی عکس هم ، عکس بچگی بعضی ها رو میذاشتیم و بعضی ها انقد تغییر کرده بودن که انگار بخوای عکس مایلی سایروس 3 سال پیش رو به یکی نشون بدی و با قیافه ی الانش مقایسه کنی

دوران دانشجویی خودش بالفطره پر از خاطرس حتی برای بعضی از بچه ها که به طور معمول در هفته یکی دوبار برای صرف ناهار به سلف تشریف میاوردن و از دوستان متوجه میشدن که قراره یک کلاسی هم برگزار بشه ،
- حتی واسه اونایی که درب دانشگاه تا دانشکده رو بدون نگاه کردن به چپ و راست و خدایی نکرده (!) صحبت باکسی و همینطور با سر بالا تا درون کلاس میرفتن و نت برداری می کردن و بر میگشتن ،
- حتی واسه اونایی که توی کلاس عکس گرفتن با زاویه از همکلاسی ها رو به درستی از گوش کردن به حرف استاد مهمتر تشخیص میدادن
،
- اونایی که سر کلاس با موبایل بازی بلوتوثی و استراتژیک میکردن ،
- واسه اون دوستایی که گروه تشکیل می دادن ، اونایی که توی باند رد و بدل جزوه و تکثیر کتب بودن
،
- اونایی که جزو اعضای کارگروه "استاد خسته نباشید!" و تحریک استاد برای پاسخ "موفق باشید !" آخر برگه ی امتحانی غیرقابل حل ترم بودن ،
- و حتی اونایی که بعد خوندن این مطلب یه لبخند به معنای تایید حرف من میزنن


خلاصه ما ترم بوقی بودنمون ، اولین ورودی بودنمون ، رکورد های عمل زیبایی مون ، کاریکاتوریستینگینتممون ( یه اصطلاح علمی مربوط به کاریکاتور دانشجویی در ترم دوم هست که خیلی علمیه واسه همین تعجب نکنید اگر شما نشنیدین تا حالا ، بیشتر مردم نشنیدن!!) و خیلی چیزای دیگه ، مثل نداشتن اجازه برای برگزاری جشن فارق التحصیلی و اجبار به برگزاری یک اردوی دسته جمعی در جنگل برای جبران مافات همگی در نوع خودشون بی نظیر و کم نظیر بودن و همین چیزاست که باعث میشه بگم :
چقدر اون روزا پر جنب و جوش بودیم...
و دلم(ون) تنگ بشه برای اون روزا ... از طولانی شدن حرفام خرده نگیرین به گزاف ... کین سخن مدتی بود که منتظر تایپ شدن بود(می خواستم یه بیت شعر کنم این جمله رو که نشد دیگه
)
خاطره ، داستان ، عکس و لطیفه و هر چی دیگه که از دوران دانشجویی به جا مونده رو ، از جاش ور دارید و بذارین زیر همین پُست توی بخشی به نام نظرات..
منتظره یه کار جدید هم باشید.


---------------------------------------------------
پ.ن : [یک] اشاره به روزهای دانشجویی دارد .
          [2] به استثنای روزهای ماه رمضان که ناهار جای خودش رو به افطاری داده و همینطور به استثنای خانوم های کلاس که بعضی هاشون خوب می تونستن یه نفره از پس ناهار      درست کردن برای یک گروه (احتمالا هم خوابگاهی ها) بر بیان .

     




نوع مطلب : حرف های خودم، فقط هم کلاسی ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه سی و یکم تیر 1393
POORiA Haddad
دوشنبه شانزدهم مرداد 1396 05:59 بعد از ظهر
I every time spent my half an hour to read this weblog's content every day along with a
mug of coffee.
شنبه چهاردهم مرداد 1396 10:20 قبل از ظهر
First of all I want to say excellent blog! I had a quick question that I'd like to ask
if you do not mind. I was interested to know how you center yourself and clear your mind before writing.
I've had a tough time clearing my thoughts in getting
my ideas out. I truly do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15
minutes are usually wasted just trying to figure out how to begin. Any recommendations or tips?
Appreciate it!
سه شنبه دهم مرداد 1396 01:08 قبل از ظهر
I think this is one of the most significant info for me.
And i am glad reading your article. But want
to remark on few general things, The web site style is wonderful,
the articles is really great : D. Good job, cheers
شنبه هفتم مرداد 1396 10:46 قبل از ظهر
I've learn some excellent stuff here. Certainly
worth bookmarking for revisiting. I surprise how a lot effort you put to create this type of magnificent informative site.
سه شنبه هشتم تیر 1395 12:44 قبل از ظهر
سلام

وبلاگ خیلی زیبایی داری!

به منم سر بزن!

منتظرم!


پنجشنبه دهم دی 1394 09:44 بعد از ظهر
چرا دیگ مطلب جدید پست نمی ذارید؟
POORiA Haddadسلام به شما دوست عزیز
ممنون بابت حُسن نظرتون
من ادامه ی فعالیت وب سایتی خودم رو توی وب سایت شخصی ام به آدرس:
www.pooriahaddad.com
انجام میدم.
اگر تشریف بیارید، خوشحال میشم
چهارشنبه نهم دی 1394 05:43 بعد از ظهر
بابت مطلالب قشنگ تون ممنون
POORiA Haddadسلام و ممنون
لُطف دارین
یکشنبه نوزدهم مهر 1394 10:31 قبل از ظهر
با تشکر از مطالب مفیدتان
آموزشهای کشاورزی و باغبانی در خانه
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1394 10:54 قبل از ظهر
:|
خوشگل و نااااااااااااااز ؟؟؟؟؟
:| :|
POORiA Haddad
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1394 12:44 قبل از ظهر
سلام وبلاگ نویس عزیز از وبلاگ خوشگلو نازت دیدن کردم عاااااااالی بود خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنی و نظرتو بگی مطالب همه از خودمه یادت نره ها منتظرم بیا بد قولی نکنی
یکشنبه هفدهم اسفند 1393 08:13 بعد از ظهر
یه نفر قرار بود یه کلیپ درست کنه , حالا من اشاره ی مستقیمم نمیکنم ولی گویا در نطفه خفه شد
POORiA Haddadهه.. باور کن یه بخش هاییش رو هم درست کردم، اما هم یه مقدار وقتم کم اومد، هم یکم انگیزم کم شد
یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 04:40 بعد از ظهر
سلام مطالبت خوبی داری به منم سر بزن
چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 12:39 بعد از ظهر
سلام به گرمی هوای زمستان :D

فقط خواستم خاطرنشان کرده باشم آقای حداد کامنتاشون ؛ آدمو یاد کلید اسرار میندازه

POORiA Haddadههه...


خودش ناخودآگاه مدل کلید اسراری میشه، وگرنه عمدی در کار نیست
چهارشنبه هفدهم دی 1393 07:33 قبل از ظهر
سلام
خیلی باحال بود مطالبت :)
با تبادل لینک موافقی؟
موافق بودی لینک کن بعد خبر بده لینکت کنم
دوشنبه پانزدهم دی 1393 05:38 بعد از ظهر
اینم از حرفه من بعد از 16 سال درس خوندن!!!
http://luxe-center.ir
POORiA Haddadسلام امیر جون
به سلامتی ... امیدوارم که موفق باشی توی کارت
شنبه سیزدهم دی 1393 09:33 بعد از ظهر
ممنون از توصیف زیبایی که کردین کم مونده بود اشکم دربیاد. زیاد اهل گریه و این حرفا نیستم اما اصلا هم اهل فراموشی نیستم خاطره زیاد دارم از اون کلاس و آدماش، تلخ وشیرین. امیدوارم همگی دوستان هرجا که هستن خوش وخرم باشن. جدی میگم دلم برا همه خیلی تنگ شده
POORiA Haddadسلام خانم علیزاده، خوب هستین؟
بله، خاطره چه تلخ چه شیرین ، وقتی واسه ی یک دوره مثل دانشگاه باشه، خوشاینده...
حالا باز شما که توی همون دانشگاه هستین، اما من خودم به شخصه دلتنگ دانشگاه و دوستای کارشناسی هستم... هیچ دوره ای هم مثل کارشناسی نمیشه...
... و البته من همچنان با این می دونم نه دیگران نه خودم وقت این کارارو نداریم، امــــا اگر خواستید برای تابستون یه برنامه بچینید، خوشحال میشم که هماهنگیش رو انجام بدیم
جمعه بیست و هشتم آذر 1393 09:45 قبل از ظهر
من ورودی 87 پیام نور بودم بعد از پنج سال انصراف دادم و برای اینكه با دیپلم نرم سربازی اومدم دانشگاه آزاد
الان با یه عده بچه خوشگل همكلاسی شدم
دلیلشم اینه كه 6 سال پیش دل یه نفرو بدجور شكستم و از اون موقع زندگیم معلق موند و دین و دنیام رو از دست دادم
حالم به هم میخوره از زندگی
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری كن ای اجل كه به یاران رسانی ام
POORiA Haddadهمه ی ما آدم ها اشتباه می کنیم ، اما راه جبرانش هیچوقت بسته نیست.. می‌تونید جبرانش کنید..
و از طرفی هم اجل هیچوقت نمی‌تونه به شما کمک کنه، با آرامش و توکل به خدا ، مشکل رو حل کنید
پنجشنبه بیستم آذر 1393 08:17 قبل از ظهر
سلام از وبلاگتون دیدن کردیم
از شما رسما دعوت میکنیم تا در شبکه ما عضو شوید و مطالبتان را به اشتراک گذارید تا بقیه هم استفاده کنند
منتظر حضور شما دوست عزیز هستیم!

با تشکر
مدیریت شبکه اجتماعی فیس پلاک
دوشنبه بیستم مرداد 1393 12:56 بعد از ظهر
دوست عزیز مث اینکه خیلی به "من الله توفیق" علاقه داری مشکلی نیس با همین اسم صدات میکنم
POORiA Haddad
یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 02:29 بعد از ظهر
در جواب دوست عزیزی که گفته "آهای" از " و من الله توفیق " بهتره باید بگم زهی خیال باطل :D
میتونین یه نظر سنجی بذارین ببینین کدومش بهتره
.
.
.
.
و همچنان " و من الله توفیق ... "
POORiA Haddadبوی ایجاد جنبش "و من الله توفیق" میاد
شنبه هجدهم مرداد 1393 10:04 بعد از ظهر
سلام به همگی
من فایلای صوتی رو دارم, کامله کامل ولی بنا به دلایلی از ارائه اونا معذورم
که اولیش حجم بالای اوناست
در ضمن من این فایل ها رو به چند نفری داده بودم ولی نه همشو فقط 2-3 تا رو
POORiA Haddadسلام
خوب کدوم فایل ها؟؟

اگر فایل های ارائه ی بچه ها باشن ، من خیلی مشتاقم و یه جوری میگرم ازتون

در ضمن می تونم اینجا واسه بچه ها هم به اشتراک بذارم (اگر مایل باشید!)
لطفا یا به من ایمیل بده یا اینکه یه جوری خودت رو معرفی کنن تا این فایل ها رو بگیرم.تشکرات
جمعه هفدهم مرداد 1393 04:59 بعد از ظهر
شماره ی 6 هستم یادم رفت بگم
POORiA Haddadشماره ی 6 حاشیه ساز ( به طبع شماره 8 پرسپولیسی ها گفتم فقط برای شوخی )
جمعه هفدهم مرداد 1393 04:56 بعد از ظهر
بقول یه نفر "دوست عزیز" "آهای" که از "و من الله توفیق" یا "مشکوک" بهتره که بهتر نیس؟تو هم که باهاش مشکلی نداری پس حله
POORiA Haddadحله دیگه..
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 10:32 بعد از ظهر
اشتبا میکنید شما, لوس بودن مختصصصصصص خانوماست!!
POORiA Haddadمنتظر فایل ها هستم
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 10:18 بعد از ظهر
فقط خودت رو فراموش نکن.
POORiA Haddad!!!
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 09:46 بعد از ظهر
چقد لوسین شما
POORiA Haddadکی؟!
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 08:32 بعد از ظهر
ولی من همشو فراموش خواهم کرد
اصن ارئه های بچه ها رو یادم نیس, خوشمزگی غذای سلف یادم نیس, اسم استادا مخصوصا جمالی و نوشیار و وهاب یادم نیس
اصنم صداهای ارائه ی بچه ها + حرفای استادا رو رو record نکردم
نه نه من نبودم
POORiA Haddadواااااااااقعاااااا"؟؟؟؟؟؟
اگر صدای ارائه ها رو ریکورد کردی ، حتما برسون به دست من واسه کلیپ ساختن نیازش دارم شدید...
اصلن یه جایزه ی خوب هم برای تحویل فایل های مختلف اعم از عکس و کلیپ و فایل صوتی در نظر گرفتم

پس منتظرم ، فایل رو واسم ایمیل کن لطفا
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 02:14 قبل از ظهر
من هرگز کلاس دکتر نوشیار رو فراموش نخواهم کرد. به خصوص کلاس ریاضی مهندسی که تا ساعت 19:15 طول کشید. از بچه ها هم کسی جرات نمی کرد بگه «خسته نباشید»
یادش بخیر........................
POORiA Haddadیادش بخیر... بعضی از اساتید مثل ش.ج ، ص.و و دکتر نوشیار واقعا فراموش نمیشن از ذهن
اون روز هم ما و تعدادی دیگه از بچه ها ی 8844 ای ، کلاس نیومدیم زنگ دوم رو رفتیم 8844

شانس اوردیم نبودیم
پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 01:06 قبل از ظهر
آقا پوریا اگه منظورت از کاره بهتر اینه که برنامه اردو چیدی و بچه هارو بردی اردو به جا جشن که ما نبودیم نامردا.. البته خداییش چند بار اومدی پا تخته گفتی که کیا میان ولی خوب من اصن فکر نمیکردم جور کنی دیگه اسم ننوشتم الان هنوز تو دلم مونده
ولی جون عزیزت یه بار دیگه برنامه بذار بریم اردو من آرزو به دل نرم از دنیاااااا خدا خیرت بده پسر خوب
POORiA Haddadخداروشکر که خودت اعتراف کردی من پای تخته چند بار گفتم

برای برنامه چیدن دوباره لازمه که همه هماهنگ باشن . من و جواد حدود 1 ماه پیش رفتیم دانشگاه ، چند روز موندیم ، جنگل و دریا هم رفتیم . اما همون موقع هم که خواستیم هماهنگ کنیم بچه ها بیان ، کسی حاضر نبود

اما بازم توی پاییز شاید یه قراری بخوایم بذاریم ، اگر همه هماهنگ باشید ، خیلی خوب می شه
چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 11:29 بعد از ظهر
اون "عجله" ننبود که کار شیطون بود؟
شک و شبهه به اون بننده خدا ربطی نداشتا اوشون فقط مسئدلیت "عجله" رو بر عهده داشتن :-D

ممنونم
POORiA Haddadنه ، اون عجله کار شیطونه جزو ضرب المثل های خود ما ایرانی هاست ، ولی وسواس از جانب شیطان است جزو احکام فقهی هست که از احادیث استقراض و استنباط شده است_(چی گفتم>!)
القصه اینکه اون بنده خدا نه عجله داره ، نه وسواس نه هیچی .. خودش باید بیاد دفاع کنه از خودش در ملاء عام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30